وهم و تصور

پرینت
نوشته شده توسط مدیر وب سایت بازدید: 746

جلسه 18 آذر 93 - توسط جناب آقای دکتر حجازی در مورد قوه وهمیه و مصوره ارایه شده است.

عین (31) وهم، عقل ثابت است. به این معنا که وهم، تولید معانی می کند. توهم یکی از ادراکات بشری می باشد. حکمای مشاء، ادراکات را چهار نوع می دانستند:

1-      احساس (ادراکات حسی)

2-      تخیل (ادراکات خیالی)

3-      توهم (ادراکات معانی)

4-      تعقل (ادراکات عقلی)

در نگاهی دیگر، شیخ الرئیس در کتاب اشارات، میرداماد در کتاب جَزَوات و شاگرد او ملاصدرا در کتاب اسفار، سه ادراک را بر می شمرند و وهم را مرتبه ای از عقل بیان می کنند و بر این باور بودند که قوه وهمیه، نوری از انوار عقل کلی می باشد.

عین (32) مصوره

نزد اطباء، مصوره عبارت از خیال  به معنای خزانه حس مشترک می باشد. شیخ الرئیس در کلیات کتاب قانون بیان نموده قوه مصوره همان خیال است، به معنای آخرین جایگاه صُوَر محسوسات. این قوه در فلاسفه بر طابعه اطلاق می گردد. محقق طوسی بیان نموده است که نزد من قوه مصوره باطل می باشد.

عین (33) صورت های حسی را چگونه به دست می آوریم؟ برای پاسخ به این سوال، دو نظریه مطرح شده است:

1)       نظریه انتزاع / کَندن(نظریه ابن سینا): با شیء مواجه می شویم و صورتی از آن انتزاع می کنیم و مفهوم جزئی از آن می سازیم.

2)       نظریه انشاء/ خلق، ایجاد کردن (نظریه ملاصدرا): نفس با انشای صُوَر اشیاء آن ها را نزد خود محقق می نماید. (خلق می کند نه انتزاع)

نفس شأن انشای تمام چیزها را ندارد. بلکه صورت ها ی مادون خود را انشاء می کند.

انشاء، فعلی اختیاری (شیئی که در مرتبه خیال توسطه قوه متخیله به وجود می آید) و فعلی غیراختیاری (انشائات حسی مانند سیاه و سفید بودن اجسام) می باشد.

حکمای مشاء معتقدند، نفس را صفتی است عزرائیلیه (کندن چیزی) که صُوَر اشیاء مادیه را انتزاع سازد و از پوسته مادیش جدا سازد.

نفس زمانی که قوت می گیرد، می تواند در اذهان دیگر نیز انشاء کند. در مرحله بعد، می تواند در عالم خارج انشاء کند. در مرحله بالاتر، نفس، بدل خودش را انشاء می کند و در نهایت، نفس متعالی انشاء کننده کل عالم می گردد.