فطرت 2

پرینت
نوشته شده توسط مدیر وب سایت بازدید: 463

این جلسه در تاریخ 9 تیر 1394 برگزار شده است و در آن جناب آقای دکتر حجازی به ادامه مباحث فطرت پرداختند، بیشتر مباحثات در این جلسه در زمینه افتراق جمسانیه الحدوث و روحانیه البقا و روحانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس می باشد.

دیدگاه روحانیه الحدوث در گفتار افلاطون نیز مشهود است و در کتاب هرمتیکا (نظرات هرمس یا ادریس پیامبر) گفته شده: دیدم ارواح را که در هنگام اتصال به جسم مقاومت می کردند. البته روایات مختلفی هم در این باره آمده است و البته آن ها تفاسیری غیر از روحانیه الحدوث بودن نفس دارند. در این آیات عمدتا منظور از نفس، یک نفس واحد برای همه است و گفته شده:

 متحد بودیم با شاه وجود..............نقش غیریت به کلی محو بود

دیدگاه جسمانیه الحدوث نظر ملاصدرا بوده و متضمن حرکت جوهری می باشد. حرکت بر دو نوع حرکت عرضی و طولی می باشد:

- حرکت عرضی یا کون و فسادی و یا خلع و لبسی ناظر بر بودن و نبودن است.

- حرکت طولی یا جوهری یا لبس فوق لبس به معنای تغییر ماهیت، آنطور که گفته شده مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبقیان، مانند آنکه دریای پروتون و الکترون که خود از کوارک ایجاد شده اند به اتم، مولکول، جسم، دی ان ای و گیاه و حیوان و در نهایت انسان می انجامند.

بنابر این دیدگاه در رحم مادر انسان دارای عقل بالقوه انسانی و هیولانی است و در حقیقت انسان فطرت دارد ولی به آن خودآگاه نیست بر خلاف نظر کانت که مقولات 12 گانه ای را در ذهن اولیه انسان تصور می کند. در دیدگاه فطرت گرا با تغییر انسان فطرت عوض نمی شود بلکه آگاهی انسان نسبت به آن بالا می رود و در نهایت در مقام لایقفی انسان به تمام آن دانش می یابد.