فطرت 3

پرینت
نوشته شده توسط مدیر وب سایت بازدید: 485

این جلسه در تاریخ 16 تیر 1394 برگزار شده است و در آن جناب آقای دکتر حجازی به ادامه مباحث فطرت پرداختند، منبع اصلی این جلسه کتاب شذرات المعارف آیت الله شاه ابادی بود که در بخش ششم به فطرت پرداخته شده است. این کتاب جهت دانلود در این آدرس قرار دارد. در این کتاب مطالب مناسبی در جهت مد کسب و کار اسلامی نیز آورده شده و به نوعی مبانی اجتماعی حکومت اسلامی را در بر دارد.

در زمینه کمال انسان روایتی وجود دارد که خداوند اسمائی دارد که در لفظ نمی آید و فقط نمود عینی دارند و در حدیثی از معصوم است که نحن اسماءالحسنی، معصومین تجلی واقعی برخی اسامی الهی هستند.

در ادامه مباحث فطرت گفته شده که در فلسفه دو نوع جعل هست: جعل مرکب (تالیفی و افزودن صفاتی به موجود) و بسیط که خود به دو بخش جعل بالاصاله و بالتبع (مثل قرار گرفتن جوهر در کاغذ که بالتبع صورت حروف را شکل می دهد ولی اصالت با جوهر و وجود است و نه ماهیت و شکل). در آیه فطرت در حقیقت لوازم وجود انسان آورده شده اند، هر وجودی لوازمی دارد که اگر درک کننده نبادش به لوازم آن طبیعت و اگر مانند انسان درک کننده (مدرک) باشد به لوازم آن فطرت گویند، از این جهت فرشتگان و حتی خداوند نیز فطرت دارند (فطرت الله ...)

انسان به چهار چیز مفطور (دارای فطرت) است: حس، خیال، عقل و عشق. لازمه ی عشق معرفت است و کمال چراکه انسان به دنبال کمال و زیبایی است. عشق از لوازم وجود انسان است. عقل با مفهوم سازی و ایجاد نوعی ظلمت در علم حضوری نفس انسان را از کمال مطلق و عشق واقعی گمراه می کند عشق منفک از وجود انسان نیست و فطری بوده و در مواردی پیدا می شود و هرگز ایجاد نمی گردد. مثل اینکه گفت می شود دست خیس است، بعد پرسیده می شود چرا خیس است؟ گفته می شود آب بر او خورده است و دیگر سوالی نمی شود چونکه خیسی و آب از هم منفک نمی شوند. به همین علت عشق احکامی که صادر می کند متبع و ممضا (امضا شده) است و به همین دلیل در آیه فطرت می گوید که ذلک الدین القیم. معجب، خودپسند و مستبد، خودرای، آزادی طلب و ... ناشی از غلط یافتن فطرت عشق و خودبینی انسان به جای حق بینی اوست. عشق و عاشق و معشوق در ابتدای پیدایش خود نفس است و حجاب وجود دارد. حنیف بودن انسان یعنی گذر از خود و رسیدن به خدا.

فطرت الله التی فطر الناس علیها: فطرت منصوب و مفعول فعل محذوفی مانند الزم (بدان و بگیر) است.

در روایتی مراتب علم بدین شرح آمده است: انصات (سکوت و شنیدن مطلب)، استماع (شنیدن با دقت)، فهم و انتشار.

علوم در ابتدا در فطرت هستند (مثل مبانی علوم تصوریه و تصدیقیه و اصول فلسفه) و عقل از آن مفهوم سازی می کند. فطرت در حقیقت به کمک عقل در تعبد را باز می کند و وقتی انسان درمی یابد که کامل نیست دنبال کمال می رود. در مورد فطرت گفته شده لا تراه الابصار ولکن تراه القلوب!